احساس گناه چیه؟

احساس گناه یه جور حالت درونیه که در رده حالات احساسی منفی دسته بندی می شه و دارای ابعاد مختلفی مثل غم و تنهاییه. مثل بقیه احساسات، این احساس رو هم نمیشه خیلی آسون تعریف کرد. طبق دیدگاه فروید احساس گناه ریشه در لایه های زیرین و پنهونی رفتار آدم داره. در نظریه ی روان پویشی فروید اومده که ما به کمک عملکردای دفاعی مون قادر هستیم با احساس گناه مقابله کنیم. این احساس رو با آگاهی بر زشتی و زنندگی امیال ناپسندمان تجربه می کنیم. فروید احساس گناه رو با «عقده ی ادیپ» و «استرس اَختِگی» که در سومین مرحله رشد روانی – جنسی (مرحله آلتی) در حدود ۳ تا ۶ سالگی بروز می کنه، در رابطه می دونه. فروید می گه کودک در این مرحله به اون والدِ خود که جنس مخالف داره، میل جنسی پیدا می کنه. این امیال آخرسر در کودک سرکوب می شن و به کشش جنسی به بقیه هم سالان اون تبدیل می شن.

اِریک اِریکسون (Erik Erikson) که خود از شاگردان فروید بود، به دنبال انتقاد از محوریت تمایلات جنسی در نظریه ی فروید، نظریه ی دیگری ارائه می ده و معنی گناه رو از نو تعریف می کنه. اریکسون باور داره که احساس گناه در حدود سن ۳ تا ۵ سالگی شکل میگیره و نتیجه منفی سومین مرحله از مراحل هشت گانه رشد روانی – اجتماعیه که موسوم به «ابتکار در برابر گناه» است. به باور ی اریکسون، کودک در این مرحله واسه اولین بار در زندگی به دلیل منع شدن از ابتکار عمل، با احساس سنگین گناه روبرو می شه. کودک از خودبیانگری به وسیله اسباب بازی هاش می ترسد، چون تصور می کنه که بروز احساسات واقعی، عملی غیرقابل قبوله. کودکانی که در این مرحله از رشد روانی – اجتماعی واسه ابتکار عمل با ممنوع بودنای شدید و غیراصولی والدین روبرو می شن، این بازدارندگی به اندازه ای درون شون رخنه می کنه که در بزرگ سالی از هر نوع ماجراجویی و خطر کردن گریزان می شن.

نگفته نماند که درک درست احساس گناه از دید نظریهای روان پویشی، نیازمند تحقیقات دقیق و گسترده به ویژه در بخش ی روان شناسیه. اما اگه هنوز با تعاریفی که تا اینجا ارائه کردیم رابطه برقرار نکردین، توجه تون رو به تعریف گناه از دید شناختی جلب می کنیم.

از دید شناختی، گناه احساسیه که فرد وقتی اونو تجربه می کنه که قبول کنه به بقیه آسیب زده. پیروان نظریه ی شناختی بر این باورند که احساسات ما از افکارمان ناشی می شن. احساس گناه مستقیما زاییده ی این فکره که فرد خود رو مسئول نگون بختی بقیه می دونه، حال اونکه ممکنه در واقعیت این جور نباشه. این طرز فکر در حالت طولانی موجب می شه فرد همیشه از این توهم که به بقیه آسیب زده، در رنج و عذاب باشه. یک دلیل این احساس منفی، تمایل خود فرده به تفسیر نادرست وقایعی که براش اتفاق می افتن. دلیل دیگش اینه که هیچوقت در درستی نتیجه گیریای خود دودلی نمی کنه. در شناخت درمانی معمولا سعی بر اینه که به افراد یاد بدن چیجوری از شر افکاری که این باور غلط رو به اون مجبور می کنن، آزادی یابد. در جلسات شناخت درمانی به فرد آموزش میدن که رفتارهای نادرست خود رو بشناسه و اگه مورد حمله فرآیندهای ذهنیِ مربوط به احساس گناه واقع شد، فرایندهایی مثل «فاجعه سازی» (فاجعه ساختن از پیشامدی بد که اون قدرها هم فاجعه بار نیس) یا «گسترش تندرو» (برداشت یک الگوی کلی از پیشامدی بد و گسترش دادن اون به بقیه اتفاقات)، چیجوری این حمله ها رو مهار کنه.

دیدگاه شناختی برخلاف دیدگاه روان پویشی به فرد راهکارهایی ارائه می ده تا در هر پیشامد ناجوری خود رو سرزنش نکنه. در این دیدگاه تأکید شده که اگه افکارتان رو تغییر بدین، می تونین احساسات تون رو هم متحول کنین. به بیان دیگر، هروقت فرد به این نتیجه برسه که به ناحق خود رو مسبب رنج بقیه می بینه، قادر میشه چارچوب ذهنی خود رو دوباره سامان ببخشد و سهم خود رو در پیشامدهای بد واقع گرایانه تر ببینه.

حالا که کمی با معنی احساس گناه در بخش ی روان شناسی آشنا شدید، می خوایم به معرفی ۵ مورد از مهم ترین علل احساس گناه و روش منطقی مقابله با این احساس جون فرسا بدیم.

علل احساس گناه

۱. احساس گناه به دلیل خطایی که انجام دهنده شدین

مهمترین دلیل احساس گناه، خطاییه که از ما سر می زنه. این نوع احساس گناه وقتی ایجاد می شه که فرد به بقیه ضرر جسمی یا روحی رسانده باشه. دلیل این نوع احساس گناه حتی ممکنه سرپیچی از موازین اخلاقی باشه، مثل فریب کاری، دروغ انگار یا دزدی. فردی که سوگند می خوره فعل مشخصی رو (مثل کشیدن سیگار) هیچوقت دوباره انجام دهنده نشه اما به عهد خود پایبند نمی موند هم در خطر این نوع احساس گناه قرار داره. در همه این موارد، احساس گناه از خطاهای خود ِفرد ناشی می شه.

اینکه کسی به خاطر خطایی که انجام دهنده شده احساس گناه کنه، هیچ ایرادی نداره. احساس گناه از عملی که سزاوار پشیمانیه طبیعی حساب می شه و پشیمون نشدن پس از ارتکاب اینجور اعمالی نشونه روان آزاری (سایکوپاتی) است. مشکل از جایی شروع می شه که فرد این احساس گناه رو تکراری یادآوری می کنه. باید قبول کنین که هرچقدر هم که دل تون بخواد، گذشته قابل تغییر نیس. پس چه بهتر که با این واقعیت کنار بیایید و از فرد یا افرادی که ضرری به اونا رسوندین، عذرخواهی کنین و در آینده اون اشتباه رو تکرار نکنین. یا اگه از خط قرمزهای تون عبور کردین، مثلا اگه همیشه به همسرتون دروغ می گین، شاید عاقلانه تر باشه که از یک مشاور خونواده کمک بگیرین تا بتونین این عادت بد رو ترک کنین و دیگر دروغ نگید.

دلیل دیگر این نوع احساس گناه به میل ذاتی آدم به خودبینی برمیگرده، چون که معمولا خیلی از ما عادت داریم در مورد توجه بقیه به افکار و اعمال مون بزرگ نمایی آمیز فکر کنیم. مثلا اگه به دلیل یک توهین جزئی و غیرعمد به دوست تون احساس گناه می کنین، این نکته رو هم در نظر داشته باشین که شاید طرف مقابل اصلا متوجه این رفتارتان نشده باشه.

۲. احساس گناه به دلیل خطایی که هنوز محقق نشده

ممکنه شما بعضی وقتا به فکر انجام کارایی بیفتید که با قانون یا موازین اخلاقی در اختلاف هستن. مثلا فرد متأهلی که تو ذهن خود به روابط حروم فکر میکنه، در خطر این نوع احساس گناه قرار داره. درسته که این فرد در عمل، انجام دهنده اینجور خطایی نشده و هنوز به موازین اخلاقی پایبنده، اما میدونیم اندیشیدن به کارایی که از خط قرمزهای فرد تجاوز می کنن، می تونه به اندازه خودِ ارتکاب اون خطا احساس گناه بسازه.

در بعضی موارد به افرادی که خود رو به دلیل مثل این افکار ممنوعه سرزنش می کنن، پیشنهاد می شه از دو کارکرد دفاعی سرکوب (فروکوفتن امیال پنهونی) یا رد (نبود اقرار به وجود اینجور امیالی) کمک بگیرن. فروید در نظریه ی خود در مورد این عملکردا بحث کرده. اما باید بدونین که این عملکردای دفاعی عاقیبت خوشی ندارن، چون کسی که با احساسات خود می جنگد، ممکنه تسلیم اون احساسات شه و بعدا طوری رفتار کنه که احساس گناهش منطقی شه. راه حل مؤثرتری که الان رواج داره، درمانِ طبق پذیرش و تعهد (ACT) است که به فرد یاد می ده چیجوری با این نوع احساس گناه روبرو شه. طی دوره درمان، فرد قادر به پذیرش افکار ممنوعه ی خود میشه و یاد خواهد گرفت به دقت مراقب رفتارش باشه تا این افکار بیریخت و زننده هیچوقت حالا نشن. درواقع دکتر در این روش سعی می کنه به فرد بیاموزد که بر این افکار ناشایست سرپوش نگذارد، بلکه تو ذهن خود اونا رو قبول کنه و با اقدامات آگاهانه از شدت حضورشون کم کنه.

مطلب مشابه :  علل اسهال کودکان و درمان اون 

۳. احساس گناه به دلیل خطایی که فقط تصور می کنین انجام دهنده شدین

طبق نظریهای شناختیِ احساسات، دلیل خیلی از احساسات ناخشنودی که تجربه می کنیم برداشت غیرمنطقی ما از اتفاقات گذشته. شاید هیچ خطایی انجام دهنده نشده باشین و فقط تصور می کنین که مقصر هستین، اما همین باور ساختگی کافیه تا به حدی احساس گناه کنین که انگار در واقعیت دست به کاری ناشایست زدین.

بعضی مردم فکر می کنن که اگه در مورد کسی افکار شوم به ذهن شون خطور کنه، این افکار شوم با اینکه فقط تو ذهن اونا هستن می تونن موجب نگون بختی شخص مورد نظر شن. این باور بی پایه و پایه مثل عادی ترین علل شناختی احساس گناهه. مثلا عاشق دل خسته ای رو فرض کنین که واسه حریف عشقی خود سرنوشتی شوم آرزو می کنه و بعد از یه مدت خبردار می شه که اتفاقا رقیبش در اثر حادثه ای دلخراش دچار مشکل عضو شده. این عاشق دل خسته شاید افکار انتقام جویانه ی خود رو مسبب اون تصادف می دونه. معمولا اینجور افرادی خودشون میدونن که مقصر نیستن، اما به سختی می تونن از این تصور سخت دست بردارند که در مصیبت طرف مقابل نقش داشتن.

هم اینجور باید توجه کنین که حافظه ی آدم واسه یادآوری اتفاقات گذشته خیلی ناتوانه. مثلا شاید هیچ خطایی انجام دهنده نشده باشین، اما از آنجایی که اتفاقات گذشته رو ناقص به خاطر میارید به خودتون برچسب مقصر زدین. افرادی که بدگمانی طولانی دارن تاحدی به این یادآوریای ناقص گرفتار هستن و نه تنها باور می کنن که در صحنه ی جرم حضور داشتن، به خودشون می قبولانند که عامل ارتکاب جرم هم بودن.

پس قبل از متهم کردن خودتون مطمئن شید که واقعا انجام دهنده خطایی شدین یا فقط تصور می کنین که مقصر هستین. اگه عمدا سعی می کنین اتفاقات گذشته رو طوری به خاطر بیارین که مقصر جلوه کنین، پس حتما لازمه یاد بگیرین که واقعی تر به قضایا نگاه کنین.

۴. احساس گناه حاصل از این تصور که به قدر کافی به بقیه کمک نکردین

فرض کنین یکی از دوستان تون خیلی بیماره یا مثلا از مادر بیمارش پرستاری می کنه و شمام در اوقات فراغت خود به اون کمک می کنین. بعد زمانی فرا می رسه که شما به دلیل مسئولیتای شغلی جدید قادر به همراهی دوست تون نیستین و از این واسه خیلی احساس گناه می کنین، اون قدر که سخت دست و پا میزنین تا به هر زحمتی شده بازم بتونین به اندازه قبل به دوست تون کمک کنین. روان شناسان این احساس کمک رساندن پرمشقت رو «فرسودگی عاطفی» نامیده ان که معمولا در بین مددکاران حرفه ای فراوانه. مثل این افراد فکر می کنن که خدمات شون کافی نیس و واسه همین احساس گناه می کنن.

اینکه بخشی از زندگی خود رو وقف کمک به بقیه کنین هیچ ایرادی نداره، اما اگه بعضی وقتا بنا به دلایلی قادر به انجام این کار پسند کرده نیستین، حواس تون باشه که خودتون رو با احساس گناه فرسوده نکنین، چون که فرسودگی عاطفی می تونه از کارایی شما در کمک کردن به بقیه کم کنین.

۵. احساس گناه به دلیل اینکه موفق تر از عزیزان تون هستین

سربازانی که از میدون جنگ جون سالم به در می برن، ممکنه به دلیل اینکه دوستان هم رزم شون از بین رفته ان ولی خودشون زنده مونده ان، احساس گناه کنن. «گناه بازمانده» در افرادی که خونواده یا دوستان خود رو در اثر حادثه از دست میدن و خودشون زنده می مونن هم بروز می کنه. البته این نوع احساس گناه فقط به افرادی که به رقم مرگ بقیه، خودشون هنوز فرصت زندگی دارن محدود نمی شه، بلکه گناه بازمانده حتی بعضی وقتا در اشخاصی که زندگی بهتری از آدما خونواده و دوستان شون دارن هم بوجود میاد.

مثلا فردی رو در نظر بگیرین که هیچ یک از اعضای خونواده اش امکان تحصیلات دانشگاهی نداشتن و حالا این امکان واسه اون فراهم شده که به عنوان اولین فرد خونواده، وارد دانشگاه می شه. اینجور فردی احتمال داره به خاطر این فرصت خاص تحصیلی دچار احساسات مخالف شه و با اینکه از خودش توقع داره قدر این فرصت رو بدونه و حسابی درس بخونه (این فقط خواسته ی خودش نیس، بلکه خونواده اش هم از اون توقع دارن که با تموم وجود واسه رسیدن به موفقیت سعی کنه) بازم وقتی یادش میفته که از فرصتی بهره مند شده که هیچ کدوم از اعضای خونواده اش نداشتن، احساس گناه می کنه. این فرد ممکنه با رفتارهای خودویرانگر عمدا در تحصیل شکست بخورد تا اینطوری به خیال خود از خونواده اش محافظت کرده باشه. منطقی تره که فرد قبول کنه همه اعضای خونواده، از پدر و مادر گرفته تا خواهرها و برادرها، صمیمانه خواستار موفقیتش هستن و اگه به مدارج عالی برسه به اون می بالند، اما این منطق واسه دانشجوی گرفتار به گناه بازمانده کمرنگ میشه.

اگه با این نوع احساس گناه دست به گریبان هستین، به خودتون یادآوری کنین که کامیابی شما مایه ی شادی و غرور عزیزان تون هستش. باید به خودتون نهیب بزنین که هیچ عزیزِ ازدست رفته ای با شکست شما به زندگی باز نمی شه. چرا تصور می کنین که عزیزان تون با دیدن شکست شما در مورد خودشون احساس بهتری می کنن؟! پس دست از سعی ورندارید و بدونین که کامیابی شما مایه ی تشویق و سربلندی عزیزان تون هستش. حتی اگه از رسیدن به اهداف رویایی خود یا اهدافی که خونواده واسه تون در نظر دارن باز ماندید، دست کم ثابت کردین که واسه رسیدن به موفقیت از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنین.

راهکارهای شکست دادن احساس گناه

۱. سعی کنین بدونین به چه علتی چه منطقی چه غیرموجه احساس گناه می کنین

اگه به دلیل رفتار ناشایست و آزاردهنده با کسی احساس گناه می کنین، بدونین که می تونین از این پشیمانی به عنوان فرصتی در جهت رشد و رشد خود کمک بگیرین. مثلا اگه اخیرا رفتار توهین آمیزی با دوست قدیمی خود کردین یا به دلیل مشغله های کاری زیاد به اندازه کافی به خونواده تون نرسیده اید و از این واسه احساس گناه می کنین، به خودتون یادآوری کنین که این پریشونی داخلی زنگ خطریه تا رفتار اشتباه تون رو اصلاح کنین و با ادامه دادن به این خطای رفتاری به روابط دوستی یا خانوادگی تون آسیب نزنید. یعنی، احساس گناه در اینجور شرایطی می تونه سازنده و پرفایده باشه، چون این احساس در شرایط فوق به معنی ی هشداری جدیه که به فرد انگیزه می ده تا رفتار خود رو اصلاح کنه و در رفت و امد با بقیه کوشاتر باشه. البته ممکنه در این موارد سعی کنین بر خطاهای خود سرپوش بذارین، اما مطمئن باشین که این کار پایان خوشی نداره. همونجوریکه قبلا گفتیم، احساس گناه حاصل از ارتکاب یک خطا، طبیعیه و فرصت مناسبیه واسه جبران اشتباهات و جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته.

مطلب مشابه :  دلیل چاق شدن بعد از ازدواج در خانوما و راه جلوگیری از اون 

فرض کنین از اینکه زیاد شکلات خوردین احساس گناه می کنین، اما این احساس هشداریه که نتایج زیاده روی در خوردن شکلات رو گوشزد می کنه و به شما یادآور می شه که مصرف بی روش شکلات واسه سلامتی تون مضره و باید در رفتار خود بازنگری کنین.

اما بعضی وقتا احساس گناه به دنبال رفتاری ایجاد می شه که غیرمنطقی نیس و اصلا احتیاجی به اصلاح یا تغییر نداره. درواقع فرد با اینکه دست به هیچ اقدام ناشایستی نزده، بی دلیل احساس گناه می کنه. این نوع احساس گناه برخلاف مورد قبل که می تونست سازنده باشه، واسه فرد هیچ سودی نداره. مثلا خیلی از زنان شاغل که یه مدت بعد از تولد بچه اول شون به شکل پاره وقت به محل کار باز می گردن، می ترسن که نکنه شغل شون با این که پاره وقته، بر رشد طبیعی کودک دلبندشان اثر منفی بزاره. این در حالیه که شاغل بودن مادر، البته اگه وظایف مادری اونو تحت تاثیر قرار نده، در بیشتر موارد موجب مشکل در رشد طبیعی کودک نمی شه. کم نیستن کودکانی که برخلاف شاغل بودن هر دو والد، طبیعی و سالم رشد کردن. پس در اینجور مواردی دلیل موجهی واسه احساس گناه وجود نداره، اما فرد هم اونقدر خودش رو سرزنش می کنه.

پس در قدم اول سعی کنین بفهمین که چرا احساس گناه می کنین و واسه این احساس آزاردهنده دلیل موجهی هست یا نه.

۲. هرچه زودتر اشتباهات تون رو اصلاح کنین

اگه فهمیدین که دلیل موجهی واسه احساس گناه دارین، در قدم بعد لازمه که اشتباه تون رو اصلاح کنین. مثلا اگه ناخواسته رفتاری کردین که موجب بی احترامی به کسی شده، خیلی آسون می تونین از شخص مورد نظر عذرخواهی کنین. اما تشخیص دلیل احساس گناه و بعد اصلاح خطا همیشه آسون نیس. مثلا فردی که به دلیل مشغله های کاری زیاد نمیتونه به قدر کافی واسه زندگی خانوادگی خود وقت بزاره، شاید اصلا متوجه نشه که زندگی خانوادگی اش داره آسیب می بینه یا حتی اگه بفهمد، وظایف شغلی اون به دسته ای باشن که واقعا نتونه ساعت کاری خود رو کم کنه.

بعضی وقتا افراد بارها به احساس گناه دچار می شن و خیلی وقت با این احساس دست و پنجه نرم می کنن تا در آخر بتونن از این احساس گناه درس بگیرن. این دست و پنجه نرم کردن با احساس گناه خیلی طاقت فرساست، اما هرچه درس خود رو بهتر یاد بگیرین، یعنی بتونین هرچه زودتر دلیل احساس گناه خود رو تشخیص بدین و رفتار اشتباه تون رو اصلاح کنین، سریع تر از شر این احساس آزاردهنده خلاص میشید و زمانی که رفتارتان رو اصلاح کردین، می تونین مطمئن باشین که کمه کم در مورد همین موضوع دوباره احساس گناه نخواهید کرد.

۳. اشتباه تون رو قبول کنین و با اصلاح خود از احساس گناه خلاص شید

اگه انجام دهنده خطایی شدید باید اشتباه تون رو قبول کنین، اما بدونین که گذشته قابل تغییر نیس و فقط می تونین با اصلاح رفتار خود مطمئن شید که در آینده همون اشتباه رو تکرار نخواهید کرد. مثلا بعد از اینکه به خاطر رفتار توهین آمیزتون با یک دوست، در رفتار خود تجدید نظر کردین و به روش درست از اون معذرت خواستین، دیگر باید سعی کنین احساس گناه رو کنار بذارین و با ادامه این احساس روی روابط تون اثر منفی نگذارید.

گناه معمولا احساسی وابسته به یک موقعیت خاصه، به این معنی که فرد با قرار گرفتن در یک موقعیت خاص و بروز رفتاری ناشایست، واسه یه مدت احساس گناه می کنه. این احساس در صورتی که فرد اشتباه خود رو اصلاح کنه، با گذشت زمان از بین میره، اما اگه فرد از جبران اشتباه خود سر باز بزنه، مثلا عذرخواهی نکنه، و هیچ علاقه ای به اصلاح رفتار آزاردهنده ی خود نشون نده، هم اونقدر باید با این احساس گناه کلنجار برود. پس اشتباه تون رو قبول کنین و سعی کنین رفتار خود رو تغییر بدین و در آخر از این مرحله عبور کنین.

۴. از اشتباه تون درس بگیرین

احساس گناه درواقع به فرد یادآوری می کنه که می تونه از تجربه تلخی که پشت سر گذاشته درس بگیره تا همون اشتباهات رو دوباره تکرار نکنه. مثلا اگه با کسی توهین آمیز رفتار کردین و حالا احساس گناه می کنین، بدونین که این احساس گناه یک پیام داره و اون اینه که باید علاوه بر عذرخواهی از شخص مورد نظر، حواس تون رو جمع کنین تا از این به بعد هر کلمه بیریخت و ناپسندی از دهن تون خارج نشه.

اما اگه هیچ خطایی انجام دهنده نشده اید و بی دلیل احساس گناه می کنین، خطایی وجود نداره که از عواقبش درس بگیره. در اینجور مواردی، چون رفتار ناشایستی از فرد سر نزدهه، احتیاجی به اصلاح رفتار وجود نداره. مثل این افراد عوضش باید سعی کنن بفهمن که چرا به دلیل یک رفتار عادی که معمولا کسی به خاطرش احساس گناه نمی کنه، تا این اندازه خودشون رو سرزنش می کنن. مثلا فردی رو در نظر بگیرین که سالا کارمند بوده و ساعت کاری مشخصی داشته، اما حالا کسب وکار شخصی خودش رو راه انداخته و ساعت کاری اش منعطفه. از آنجایی که این فرد هنوز ذهنش به ساعت کاری شناور عادت نداره، اگه در بین کار چند دقیقه ذهنش به چیز دیگری مشغول شه احساس گناه می کنه، در حالی که می تونه اون چند دقیقه رو بعدا جبران کنه. پس اینجا دلیل خاصی واسه احساس گناه وجود نداره، بلکه فرد فقط باید یاد بگیره ذهن خود رو با شرایط شغلی جدیدش موافق کنه.

۵. قبول کنین که هیچکی کامل نیس

هیچکی کامل و بی مشکل نیس. حتی خونواده و دوستان تون هم با اینکه همه سعی دارن زندگی بی نقصی داشته باشن، بعضی وقتا بی اینکه خودشون بخوان به خطا می رن. اگه در همه جنبه های زندگی بر کمال گرایی اصرار کنین، آخر شکست خواهید خورد، چون رسیدن به کمال در همه چیز ممکن نیس.

همه ما بعضی وقتا در زندگی به خطا میریم و بعد از اینکه متوجه اشتباه مون شدیم به احساس رنج آور گناه دچار میشیم. پس اگه خطایی انجام دهنده شدید، اونو قبول کنین و قبول کنین که هر کسی ممکنه اشتباه کنه. لازومی نداره هفته ها یا ماه ها خودتون رو به خاطر اینکه مثلا باید طور دیگری رفتار می کردین و بی مشکل نبودین، سرزنش کنین و با این کار اعتماد به نفس خود رو کم کنین، چون نه شما نه هیچکی دیگر کامل و بی مشکل نیس.

خلاصه کلام اینکه زندگیِ بی اشتباه ممکن نیس، اما می تونین این احساس گناه ناگزیر رو که آخرش بعضی وقتا بروز می کنه، کنترل کنین. هروقت خطایی انجام دهنده شدید که واقعا سزاوار پشیمانی بود، سعی کنین با جبران و اصلاح اشتباه تون از سنگینی احساس گناه خود کم کنین. یادتون باشه که احساس گناه به خودیِ خود خراب کردن کننده نیس، به شرط اینکه روش درست روبرو شدن با اونو یاد بگیرین.

برگرفته از: psychologytoday psychcentral

 



۶۰۰۰تومن